محمد جواد مغنية ( مترجم : مصطفى زمانى )
124
شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى )
ضعيف ، و مانند معاويه ساز شكار نيستم و مانند يزيد در رأى ضعيف نيستم . هركس سر را بعلامت مخالفت بالا برد من با شمشيرم پائينش ميآوردم . پس از اين كلمات از منبر پائين آمد . » عبد الملك اين بيان شيرين را از سخنرانى « يزيد بن مقنع عذرى » استفاده كرده بود ابن مقنع اشاره كرد بمعاويه و گفت : اگر معاويه كشته شود ، اين يزيد بجاى او مينشيند و اشاره بيزيد كرده و گفت كسى كه مخالفت اين شخص را بكند شمشير است ، و شمشير را نشان داد . حكومت بنى اميه روى پايه قدرت و شكنجه ، بنا شده بود و تا آن روزى كه دولت آنان واژگون گرديد ، و وجود كثيفشان نابود شد اين وضع ادامه داشت . جنايتهاى حجاج و قساوت قلب او سبب ايجاد افسانههاى تازهاى شده است كه بعضى از مورخين آن را بيان كرده و اغلب مردم آن را حفظ كردهاند . 1 - يوسف ثقفى پدر حجاج وارد بر مادر حجاج گرديده و خواست با او همبستر شود ، مادر گفت چند دقيقه پيش با من همبستر بودى ! يوسف از اين سخن ناراحت شد چون چند دقيقه قبل نيامده بود . يوسف پيش شخص نيكوكارى رفت و جريان خود را گفت آن شخص جواب داد كه شيطان به صورت تو درآمده و با همسرت همبستر گرديده و از او آبستن شده ، تو با او همبستر نشو تا فرزندش به دنيا آيد . يوسف صبر كرد تا اينكه حجاج متولد گرديد . 2 - بعضى ديگر گفتهاند كه حجاج موقعى كه به دنيا آمد ، عقبش سوراخ نبود . 3 - پستان مادر را نمىگرفت شيطان به صورت انسانى آشكار گرديد و دستور داد بزغاله سياهى را سر بريدند و از خون آن در دهان حجاج ريختند ، لذا اولين غذاى حجاج خون بود ؛ و همين علت سبب شده بود كه در خونريزى كوتاهى نداشت و خودش ميگفت بهترين لذتهاى من خونريزى است ، دلم ميخواهد كارهائى انجام دهم كه ديگران تاكنون انجام ندادهاند . « 1 » خواه اين داستانها صحيح باشد يا باطل ، از قوه خيال ساخته شده باشد ؛ يا نباشد هرچه هست پرده از روى طبيعت منحصر بفرد حجاج برميدارد .
--> ( 1 ) براى توضيح بصفحات 222 سفينة البحار ج 1 مراجعه فرمائيد . م - ز